تبليغاتX

وقتي كسي نيست كه به اون فكر كني به آسمان بيانديش چون در آسمان كسي هست كه هميشه به تو فكر مي كنه

... من هم هستم

یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388

آقا شاگرد نمیخوای؟

 

رفتم مصاحبه ، خواهرم قبلش بهم میگه اصلا نخند و جدی و محکم باش !

میگم باشه، الان میرم میگم میخوای منو استخدام کنی؟ غلط میکنی ، دفعه ی آخرت باشه ها ،مگه خودت خواهر مادر نداری !

 


22:54 | ناهيد |

پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388

! به کجا میروم آخر



نخست وزیر سابق جمهوری "اسلامی" همه چیزمون نشده بود که شد !

سر پشت بوم الله اکبر نگفته بودیم که گفتیم !

هاشمی آخرین امیدمون نبود که شد !

واسه نماز جمعه با دوستامون قرار نمیذاشتیم که گذاشتیم !

نگران خطبه های نماز جمعه نمیشدیم که شدیم !!!

 


22:48 | ناهيد |

سه شنبه بیست و سوم تیر 1388

فارغ التحصیل شدم

 

دیروز :بعد از حموم دفاعیه (یه چیزی تو مایه های حموم زایمان!! با این تفاوت که پوست سر آدم ور میاد آخه ۴۶ بار سرتو میشوری ولی اصلا حالیت نمیشه چون تمام مدت تو این فکری که فردا بعد از دفاعیه استادها چه سوالی ازت میپرسن!) و بعد از آماده کردن لباسها رفتم تو تخت و تا سه بیدار بودم و بعدش هم توی خواب تمام مدت میدیم که با مخ میرم تو میکروفن روی سن !!!!

امروز تا قبل از رفتن روی سن : تمام مدت فحش های ناجور به این استاد های سه پیچ!!! از بس که از اون بخت برگشته ای که اون بالا بود هزار تا سوال میپرسیدن !

امروز روی سن : با تشکر از زحمات تمام اساتید گرامی که با تمام وجود ما را یاری کردند تا بتوانیم به این مرحله برسیم ! ( ای تو روح آدم دو رو !! )

امروز بعد از پایین آمدن از سن : با گرفتن فیگور بدنسازی همچون باتیستا به خودم بالیدم !

و در آخر :

 من امروز مهندس شدم !

 


15:14 | ناهيد |

یکشنبه بیست و یکم تیر 1388

مردای دیوونه

 

من : چرا تو این فیلمه این خانومه دست اون آقا دیوونه هه رو گرفت ؟! خدا مرگم بده اسلام به خطر افتاد !

 

مامانم : اگر مردی دیوونه باشه نامحرم نیست !

 

من : کاش همه ی مردا دیوونه بودن !

 


23:57 | ناهيد |

چهارشنبه سوم تیر 1388

فردا صبح زیر بالش

 

بخت برگشتگی از آن بیشتر نمیشود که دو فقره بچه (واقعا فقره(!) چون اینها به منزله ی همان تانک به حساب می آیند) برای یک هفته بدون والدین محترم جهت تفرج در آنتالیای خانه ی شما عزیمت کرده و پدر و مادر آدمی را به معنای واقعی کلمه در بیاورند! در پی چاره اندیشی های بسیار توسط اعضای این خانواده ی بخت برگشته تصمیمی اخذ میشود مبنی بر گفتن یک دروغ بزرگ در حد دروغهای .....(استغفرا... ، هی میام پستهای سیاسی ننویسم نمیشه!) .خلاصه تصمیم بر آن میشود که به این دو زلزله ی ۸ ریشتری خانه خراب کن گفته شود که فرشته ها کارهای شما را میبینند و اگر دخترهای خوبی باشید فردا صبح زیر بالشتان جایزه میگذارند ! (هان چیه؟ واسه نجات جونمون گفتیم!) از قضا که اینگونه خرافات در ناخودآگاه مردم ما جایگاه بس عظیمی دارد و شخص ناقل را پیغمبر زاده میپنداریم ، این دو هیولای کودک نما هم پذیرفته اند و آن فرشته هم که عجب جایزه های خوبی برایشان میگذارد!

حال اگر چنین فرشته ای پیدا شود ، دوست داری فردا صبح  چه چیزی  زیر بالش ببینی؟!

 


21:27 | ناهيد |