! نفهمی یا خاموشی مساله این است
امروز جایی از دکتر شریعتی خوندم :
وقتي نميتوني فرياد بزني، ناله نکن!! خاموش باش،قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟! تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي !
و باز هم شریعتی که میگوید :
به من بگو نگو ، نمی گویم؛ اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم،من می فهمم!!
.
.
و اینها در حالیست که در این بلوای تهران صدای آهنگ ساسی مانکن از ماشینی به گوش میرسد! یعنی این طرف جزو خاموش شدگانه یا نفهمان ؟!
19:36 | ناهيد
|
نامه ای به برادر بسیجی
برادرم این عکسها رو دیدی؟! گفتم شاید یه بسیجی که باتوم و اسلحه دست میگیره هم اهل اینترنت باشه! واقعا میخوام بدونم تو که اسم بسیجی رو یدک میکشی باید اینجوری بشی؟ چجوری دلت اومد؟! واقعا این روزا میتونی بخوابی؟! بعضیا میگن شماها اینقدر سنگدل هستین که حتی کشتن مردم رو یه نوع عبادت و مقدس میدونید! نمیدونم اون بسیجی که وقتی باهاش صحبت میکردم زمین رو نگاه میکرد که مبادا چشمش به موهای من بیفته و گناه کنه همونه که باتوم میزنه تو کمر دختر مردم! یعنی اونی که به من میگفت "خواهر" همونیه که اسلحه دست میگیره و خواهر و برادراشو میکشه؟!
من نمیدونم منظور گوینده ی اخبار از اغتشاشگر اون دوست توئه که با اسلحه چند نفر از مردم بی دفاع رو کشت یا اون کسی که یه سطل زباله آتیش زد! نمیدونم گوینده اخبار با گفتن اینکه چند نفر شورشی سازماندهی شده که قصد خلع سلاح پلیس رو داشتند و در تیراندازی متقابل هفت نفر کشته شدن میخواد کی رو گول بزنه! برادر من کدوم شورشی سازماندهی شده؟ کدوم خلع سلاح؟ تو خودت که خوب میدونی،یعنی چشمای ما نمیدید؟! راستی تو نمیدونی اونی که سرش رو از پنجره پایگاه بسیج آورده بود بیرون و بی هدف به مردم بی دفاع توی خیابون شلیک میکرد چی بود؟!
روزهای اول که از دوستام شنیدم معترضین رو با باتوم میزنن باور نکردم و میگفتم حتما فقط اون نظامی هایی که میگن خارجی ان این کارا رو میکنن ! پیش خودم میگفتم این خارجیا که رحم و مروت ندارن انسانیت هم سرشون نمیشه ولی وقتی فیلمش رو دیدم که تو با همون پیرهن سفیدت هستی که شلیک میکنی و باتوم دست گرفتی اشک تو چشمام جمع شد!دیگه به سادگی و سر به زیر بودنت نمیخندم،تو گرگ شدی، "نه" گرگ هم به این راحتیا به همنوع خودش حمله نمیکنه!! من که هنوز کتک نخوردم ولی دردم گرفت از دل سنگ تو ودوستات که برای آدم های بی دفاع قدرت نمایی میکردین !
بعد نوشت : اعتراض وبلاگ نویسان ایران به نتیجه انتخابات88 شما هم اگر معترضید عضو شوید!
22:43 | ناهيد
|
خفه میشویم تا در این خفقان زنده بمانیم
مدرسه که میرفتم معلممون میگفت تقلب حکم دزدی داره! نمیدونم روی این دزدی بزرگ و وقیحانه از آرای ملت هم میشه اسم تقلب رو گذاشت یا نه؟! به نظر من که جنایته !
نمیدونم اون ۱۸ کیلومتر زنجیره ی انسانی چند ردیفه کجا رفت ؟! تمام اون حرفهایی که از مردم در کوچه و خیابان و دانشگاه و صف انتخابات در تایید موسوی شنیدم چه شد! این یک تله ی بزرگ بود ! باید میدانستم که اینها جنایتکار تر از آن هستند که شکست قطعی خود را قبول کنند با این حال گوشهایم دراز شد و رای دادم ! حالا نشسته اند و به ریشمان میخندند و از حضورمان برای اثبات مشروعیت خود سرمستند!
حکومت نظامی با اسلحه و گارد نظامی هم راه انداختند تا خفه شویم! لطفا خفه شدن را مراعات فرمایید !
حرص نوشت : دو نکته برام خیلی جالب بود ! ۵۷ میلیون تعرفه چاپ شد ولی همه جا تعرفه کم اومد!(خوب احتمالا از قبل چند نفر زحمت پر کردنشون رو کشیده بودن) دوم اینکه بر خلاف همیشه که تا ۱۲ تمدید مهلت میشد ساعت ۱۰ شب همه چیز تموم شد! (آخه اگر تعداد آرا از تعداد واجدین شرایط بیشتر میشد که خیلی ضایع بود خدایی! )
این را هم بخوانید :
نامه جمعی از کارکنان وزارت کشور نسبت به تغییر و دستکاری آرا مردم در ستاد انتخابات کشور
14:36 | ناهيد
|
تبلیغات به شیوه ای نوین
ـ برادرم برای مادر بزرگم شرط کرده بود که اگر به موسوی رای بده به زودی ازدواج میکنه بالاخره! مادربزرگم هم با همین امید رفته به موسوی رای داده !
.
.
ـ بابام هم میخواست با پول، رای مامانم رو برای احمدی نژاد بخره که نتونست !
21:19 | ناهيد
|
تولدت مبارک
سال گذشته در چنین روزی اولین پست وبلاگم را نوشتم
.
.
و چه زود یکسال تمام شد !
23:23 | ناهيد
|
پنج تا هفت از راه آهن تا تجریش
این عکس را بعد از save کردن زوم کنید و به دقت نگاه کنید !

در ضمن :
محمود که کم میاره میره سبزی می کاره !
در ضمن تر :
برای اعلام حمایت از میر حسین موسوی امروز به میدان ولیعصر میرویم و از تمامی دوستان با آغوش باز استقبال میکنیم، حرف در نیارید بابا ! آغوشمان برای مذکر ها بسته است به جان مادرم !
11:44 | ناهيد
|
made in vatan پینوکیو
کاش دماغ همه ی کسانی که دروغ میگفتند دراز میشد !
در آنصورت نوک دماغ پیش اوباما بود و صاحبش در شبکه دو !
بعد نوشت : در پی مناظره احمدی نژاد و کروبی صراحتا اعلام میکنم که همه شان دزد هستند به معنای واقعی کلمه ! مظلوم نمایی احمدی نژاد و هوچی گری کروبی که نشد مدیریت کشور !
0:7 | ناهيد
|
!خودت را زیر سوال بردی! زیر همان لکه اش
همین امروز متوجه شدی که هاشمی و پسرانش رانت خواری کرده اند؟! همین امروز متوجه خلاف تمامی خلافکاران شدی؟
مگر چهار سال اولین مقام اجرایی کشور نبودی؟! تا به امروز چرا هیچ حکمی را برایشان اجرا نکردی؟!
اگر واقعا دلت به حال مردم میسوخت در این چهار سال برای احقاق حق مردم تلاش میکردی نه اینکه برای ترس از دست دادن مقامت همه را به این شکل محاکمه کنی! دلبندم تو دلت به حال خودت سوخته که تمام این ها را امروز به یاد آوردی ! مگر آنکه آلزایمر حاد کار دستت داده باشد !
و تنها یک سوال : تو که اینقدر شجاعی(!) چرا پالیزدار را نیست و نابود کردی؟!
0:55 | ناهيد
|
یک رای بیشتر
مادر بزرگم نگران آینده ی احمدی نژاده! میگفت: اگه این بچه، احمدی نژاد رو بیرون کنن چه کار باید بکنه ؟! بیکار بشه بشینه گوشه خونه ؟!
دعا میکنه که بیکار نشه !
22:42 | ناهيد
|
!یک کارگردان عالی
کارگردان خوبی داشتی !
ولی خیلی چیزها را نشان نداده بود ! از تورم در حد تیم ملی برزیل چیزی نگفت،از برنجی که به پنج هزار تومان رسید هم چیزی نگفت ، از اینکه اکثر تازه عروسها که با این وضعیت اجاره خانه ها به خانه مادر شوهرشان برای زندگی رفتند هم خبری نبود !
آن دختری که قهرمان تنیس بود و به تو راکت تنیس هدیه داد هم نگفت که اگر در ایران بود با مانتو شلوار سفید حتی در خیابان هم نمیتوانست بچرخد چه برسد به آن که با تاپ و دامن در مسابقات تنیس شرکت کند و روزی اسمش را به عنوان قهرمان زیرنویس کنند !
کار گردان خوبی داشتی ولی نگفت که این گشت ارشادی که به راه انداختی در دهان چند دختر جوان زدند !
کارگردان خوبی داشتی ولی خیلی چیزها را نگفت !
22:29 | ناهيد
|
حرفهای کاغذی
- چرا این استاده دهنشو نمیبنده حالم به هم خورد ! خسته شدم !
من : نمیدونم والا ! چرا اینقدر گیر داده امروز، بی خیالم نمیشه ! راستی به مژگان تسلیت گفتی؟! باباش فوت کرده !
ـ آره گفتم ، ناهید تورو خدا برو این استاده رو خفه کن ! کفشمو در میارم میزنم تو سرشا !
من : اگه مردی برو بزن ببینم چه جوری میزنی !
ـ چرا گوشه های تخته نوشته احمدی نژاد؟!
من : حتما یه اسکولی طرفدارشه دیگه چمیدونم بابا !
ـ تو به کی رای می دی ؟!
ـ به میر حسین جیگر !!!
( صدای ریز ریز خنده ی جفتمون )
ـ فکر میکنی فرقی با بقیه داره ؟! هیچ بدی نرفته که بهتر بیاد،خر نشو رای نده !
من : شاید به خوبی میر حسین مطمئن نباشم ولی به بدی احمدی نژاد مطمئنم پس رای میدم تا چشمت درآد!
(صدای بلند خنده هامون و نگاه بد استاد ! )
14:31 | ناهيد
|
!کاش من هم میتوانستم
صبح بود که به سمت دانشگاهمان در حرکت بودم و ناگهان متوجه مشکلی بس عظیم در ناحیه ی کمربند شلوار گشتم ! بسی ناراحت و غمناک از اینکه این شهرداریِ بیـــــــــــب (فحش بد دادم) چرا یک دستشوی جهت رفع نیاز همشهریان نگذاشته! و در این فکر بودم که اگر قالیباف کاندیدا میشد در برگه رای،فحش های بد بد در حد بیــــــــــــب برایش مینوشتم تا حالش جا بیاید و فکر نکند ما فحشهای خانوادگی بلد نیستیم !
خلاصه در همین گیر و دار بودم که ناگهان کودکی دو یا سه ساله دست در دست پدر به سوی مهد کودکش میدوید که ناگهان ایستاد و کش شلوارش را که گویی بد جور کلافه اش کرده بود گرفت کشید و شلوارش را درآورد !
15:14 | ناهيد
|