تبليغاتX

وقتي كسي نيست كه به اون فكر كني به آسمان بيانديش چون در آسمان كسي هست كه هميشه به تو فكر مي كنه

... من هم هستم

سه شنبه نهم تیر 1388

اقتدار مردانه

 

 ــ ببین، از من نخواه که کتکت نزنم. اسلام گفته شما زنا رو باید زد.


_ آره باشه، تو فعلا حالا کتفمو ماساژ بده، بعدش خیلی کار داری، همه ی ظرفا مونده!

 


16:21 | ناهيد |

چهارشنبه سوم تیر 1388

فردا صبح زیر بالش

 

بخت برگشتگی از آن بیشتر نمیشود که دو فقره بچه (واقعا فقره(!) چون اینها به منزله ی همان تانک به حساب می آیند) برای یک هفته بدون والدین محترم جهت تفرج در آنتالیای خانه ی شما عزیمت کرده و پدر و مادر آدمی را به معنای واقعی کلمه در بیاورند! در پی چاره اندیشی های بسیار توسط اعضای این خانواده ی بخت برگشته تصمیمی اخذ میشود مبنی بر گفتن یک دروغ بزرگ در حد دروغهای .....(استغفرا... ، هی میام پستهای سیاسی ننویسم نمیشه!) .خلاصه تصمیم بر آن میشود که به این دو زلزله ی ۸ ریشتری خانه خراب کن گفته شود که فرشته ها کارهای شما را میبینند و اگر دخترهای خوبی باشید فردا صبح زیر بالشتان جایزه میگذارند ! (هان چیه؟ واسه نجات جونمون گفتیم!) از قضا که اینگونه خرافات در ناخودآگاه مردم ما جایگاه بس عظیمی دارد و شخص ناقل را پیغمبر زاده میپنداریم ، این دو هیولای کودک نما هم پذیرفته اند و آن فرشته هم که عجب جایزه های خوبی برایشان میگذارد!

حال اگر چنین فرشته ای پیدا شود ، دوست داری فردا صبح  چه چیزی  زیر بالش ببینی؟!

 


21:27 | ناهيد |

شنبه سی ام خرداد 1388

! نفهمی یا خاموشی مساله این است

 

امروز جایی از دکتر شریعتی خوندم :

وقتي نميتوني فرياد بزني، ناله نکن!! خاموش باش،قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟!  تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي !

و باز هم شریعتی که میگوید :

به من بگو نگو ، نمی گویم؛ اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم،من می فهمم!!

.

.

و اینها در حالیست که در این بلوای تهران صدای آهنگ ساسی مانکن از ماشینی به گوش میرسد!  یعنی این طرف جزو خاموش شدگانه یا نفهمان ؟! 


 


19:36 | ناهيد |

سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388

نامه ای به برادر بسیجی

 

برادرم این عکسها رو دیدی؟!  گفتم شاید یه بسیجی که باتوم و اسلحه دست میگیره هم اهل اینترنت باشه! واقعا میخوام بدونم تو که اسم بسیجی رو یدک میکشی باید اینجوری بشی؟ چجوری دلت اومد؟! واقعا این روزا میتونی بخوابی؟! بعضیا میگن شماها اینقدر سنگدل هستین که حتی کشتن مردم رو یه نوع عبادت و مقدس میدونید! نمیدونم اون بسیجی که وقتی باهاش صحبت میکردم زمین رو نگاه میکرد که مبادا چشمش به موهای من بیفته و گناه کنه همونه که باتوم میزنه تو کمر دختر مردم! یعنی اونی که به من میگفت "خواهر" همونیه که اسلحه دست میگیره و خواهر و برادراشو میکشه؟!

 من نمیدونم منظور گوینده ی اخبار از اغتشاشگر اون دوست توئه که با اسلحه چند نفر از مردم بی دفاع رو کشت یا اون کسی که یه سطل زباله آتیش زد! نمیدونم گوینده اخبار با گفتن اینکه چند نفر شورشی سازماندهی شده که قصد خلع سلاح پلیس رو داشتند و در تیراندازی متقابل هفت نفر کشته شدن میخواد کی رو گول بزنه! برادر من کدوم شورشی سازماندهی شده؟ کدوم خلع سلاح؟ تو خودت که خوب میدونی،یعنی چشمای ما نمیدید؟! راستی تو نمیدونی اونی که سرش رو از پنجره پایگاه بسیج آورده بود بیرون و بی هدف به مردم بی دفاع توی خیابون شلیک میکرد چی بود؟!

روزهای اول  که از دوستام شنیدم معترضین رو با باتوم میزنن باور نکردم و میگفتم حتما فقط اون نظامی هایی که میگن خارجی ان این کارا رو میکنن ! پیش خودم میگفتم این خارجیا که رحم و مروت ندارن انسانیت هم سرشون نمیشه ولی وقتی فیلمش رو دیدم که تو با همون پیرهن سفیدت هستی که شلیک میکنی و باتوم دست گرفتی اشک تو چشمام جمع شد!دیگه به سادگی و سر به زیر بودنت نمیخندم،تو گرگ شدی، "نه" گرگ هم به این راحتیا به همنوع خودش حمله نمیکنه!! من که هنوز کتک نخوردم ولی دردم گرفت از دل سنگ تو ودوستات که برای آدم های بی دفاع قدرت نمایی میکردین !

 

بعد نوشت : اعتراض وبلاگ نویسان ایران به نتیجه انتخابات88  شما هم اگر معترضید عضو شوید!

 


22:43 | ناهيد |

شنبه بیست و سوم خرداد 1388

خفه میشویم تا در این خفقان زنده بمانیم

 

مدرسه که میرفتم معلممون میگفت تقلب حکم دزدی داره! نمیدونم روی این دزدی بزرگ و وقیحانه از آرای ملت هم میشه اسم تقلب رو گذاشت یا نه؟! به نظر من که جنایته !

نمیدونم اون ۱۸ کیلومتر زنجیره ی انسانی چند ردیفه کجا رفت ؟! تمام اون حرفهایی که از مردم در کوچه و خیابان و دانشگاه و صف انتخابات در تایید موسوی شنیدم چه شد! این یک تله ی بزرگ بود ! باید میدانستم که اینها جنایتکار تر از آن هستند که شکست قطعی خود را قبول کنند با این حال گوشهایم دراز شد و رای دادم ! حالا نشسته اند و به ریشمان میخندند و از حضورمان برای اثبات مشروعیت خود سرمستند! 

حکومت نظامی با اسلحه و گارد نظامی هم راه انداختند تا خفه شویم! لطفا خفه شدن را مراعات فرمایید !

حرص نوشت : دو نکته برام خیلی جالب بود ! ۵۷ میلیون تعرفه چاپ شد ولی همه جا تعرفه کم اومد!(خوب احتمالا از قبل چند نفر زحمت پر کردنشون رو کشیده بودن) دوم اینکه بر خلاف همیشه که تا ۱۲ تمدید مهلت میشد ساعت ۱۰ شب همه چیز تموم شد! (آخه اگر تعداد آرا از تعداد واجدین شرایط بیشتر میشد که خیلی ضایع بود خدایی! )

این را هم بخوانید :

نامه جمعی از کارکنان وزارت کشور نسبت به تغییر و دستکاری آرا مردم در ستاد انتخابات کشور

 


14:36 | ناهيد |

جمعه بیست و دوم خرداد 1388

تبلیغات به شیوه ای نوین

 

ـ برادرم برای مادر بزرگم شرط کرده بود که اگر به موسوی رای بده به زودی ازدواج میکنه بالاخره! مادربزرگم هم با همین امید رفته به موسوی رای داده !

.

.

ـ بابام هم میخواست با پول، رای مامانم رو برای احمدی نژاد بخره که نتونست !

 


21:19 | ناهيد |

چهارشنبه بیستم خرداد 1388

تولدت مبارک

 

سال گذشته در چنین روزی اولین پست وبلاگم را نوشتم 

.

.

و چه زود یکسال تمام شد !

 


23:23 | ناهيد |

سه شنبه نوزدهم خرداد 1388

(امروز به روایت من(بدون شرح

عکسها از خودم !


0:18 | ناهيد |

دوشنبه هجدهم خرداد 1388

پنج تا هفت از راه آهن تا تجریش

 

این عکس را بعد از  save  کردن زوم کنید و به دقت نگاه کنید !

 

در ضمن :

محمود که کم میاره میره سبزی می کاره !

 

در ضمن تر : 

برای اعلام حمایت از میر حسین موسوی امروز به میدان ولیعصر میرویم و از تمامی دوستان با آغوش باز استقبال میکنیم، حرف در نیارید بابا ! آغوشمان برای مذکر ها بسته است به جان مادرم !

 


11:44 | ناهيد |

شنبه شانزدهم خرداد 1388

made in vatan پینوکیو

 

کاش دماغ همه ی کسانی که دروغ میگفتند دراز میشد !

در آنصورت نوک دماغ پیش اوباما بود و صاحبش در شبکه دو !

 

بعد نوشت : در پی مناظره احمدی نژاد و کروبی صراحتا اعلام میکنم که همه شان دزد هستند به معنای واقعی کلمه ! مظلوم نمایی احمدی نژاد و هوچی گری کروبی که نشد مدیریت کشور !

 


0:7 | ناهيد |